تبليغاتX
به آهستگی... - بود و نبود. . .

به آهستگی...

 

زیر این سقف کبود

 

از ازل هیچ نبود

 و سپس یک کلمه چشم گشود

 

از فراز و از فرود

از پس قلب کبود

قامت حس پریشانی او 

راست نبود

 

گره از حسرت و آهم نگشود

 

و قناعت کردیم

به همین لکنت و این رنج و سکوت

 

به همین بود و نبود ...

 

 

...

 

شنبه ... 25/3/87

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط بهار  |